ماه زخمی به قلم روژان کاردان
پارت صد و بیست و دوم :
از این همه تلاشی که کردم برای چیزی که از همون اول غلط بود.از شیوا؛
که بیگناه نبود…و از عزیز و مامانِ شیوا
که قربانیِ خیانتی شدن که مالِ اونا نبود.
از خودم گفتم…از پندار…
.دلآسا ساکت موند.
هیچ نگفت.
فقط گوش داد؛جوری که انگار
هر کلمهم رو
با دلش نگه میداره.وقتی حرفهام تموم شد،
لبخندِ آرومی زد
و گفت:مهوا…
تو رسالتت رو انجام دادی.تو از شیوا دÙ
مطالعهی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
F___
1زود زود پارت هارو بذارید
۱۰ ماه پیشسها
2ممنونم بابت رمان قشنگت برای وقتی که با کلماتت ازم دزدیدی و جهانی که ساختی و باورپذیرش کردی 🤍
۱۱ ماه پیشزینب
0روژان جانم ممنونم بابت رمانی که فقط قصه نیست؛ پر از حس، مکث و فکره. قلمت باعث شد لحظه هایی رو زندگی کنم که مال من نبود اما عمیقاً لمسشون کردم. سپاس از این همراهیِ زیبا 🌱 منتظر پارت های جدید هستیم❤️
۱۱ ماه پیشفاطی
1قوی بودن یک حرفِ و عمل کردن به آن راهیست که نباید کم آورد تا جاده صاف و هموار شود تا همه نتیجه را ببینند و پا در این جاده بگذارند..ممنون
۱۱ ماه پیشسدنا
0لعنتی خیلی خوب بود عاشق مهوام
۱۱ ماه پیشزهرا
0چقدر یه نویسنده میتونه قشنگ بنویسه اخهههههه خیلی خوب بود خیلی مرسی روژان جون
۱۱ ماه پیشفخری
0خدا قوت روژان جون عالی بود قلمت مانا عزیزم 🙏🏻❤🌹
۱۱ ماه پیش
روژان کاردان | نویسنده رمان
مرسی مهربون
۱۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

الناز
0حالا شدی زن خااااااان😎😎😎😎